خواجه نصير الدين الطوسي

193

اخلاق محتشمى ( فارسى )

ترجمه : طمع به آب برود و باز پس نيارد ، و ضمان كند و ليكن وفا نكند . و بسيار بود كه كسى آب مىخورد در گلو گيرد پيش از آنكه سيراب شود . و چندانكه آن چيز كه درو رغبت كنند بزرگ قدرتر بود ، مصيبت بنايافتن آن عظيم‌تر بود . آرزوها چشمها كور كند ، و بخت كسى را بود كه آرزو نخواهد . ( 24 ) و سئل عن قوله تعالى « فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً » ، قال هى القناعة . ترجمه : از مولانا على پرسيدند معنى اين آيت كه « او را حياتى خوش دهيم » ، گفت : به اين قناعت خواسته شد . ( 25 ) امّا بعد فانّ الدّنيا مشغلة عن غيرها ، و لم يصب صاحبها منها شيئا الّا فتحت له حرصا عليها ، و لهجا بها ، و لن يستغنى صاحبها بما نال فيها عمّا لم يبلغه منها ، و من وراء ذلك فراق ما جمع و نقض ما ابرم ! و لو اعتبرت بما [ مضى ] ، حفظت ما بقى . و السّلام « 1 » . ترجمه : بدانكه دنيا از چيزهاى ديگر باز دارد ، و هيچ از دنيا به كسى نرسد الا كه درى از حرص برو بگشايد ، و صاحب دنيا به آنچه يابد از آنچه به آن خواهد رسيد مستغنى نشود ، و بر عقب است تفرق و [ پراكندن ] آنچه جمع كرده است ، و شكافتن آنچه استوار كرده است ، و اگر به آنچه گذشت اعتبار گيرى در مستقبل نگاه‌دارى . ( 26 ) اكثر مصارع العقول تحت بروق الاطماع . الطّمع رقّ مؤبّد . ترجمه : بيشتر افتادن‌گاه عقلها در زير برقهاى طمع بود . طمع بندگى هميشه باشد .

--> ( 1 ) - نهج البلاغة 3 : 88